loading...

روستای ما

عکس افراد ساکن روستا

گزارش تصویری یادواره ستارگان هدایت روشن آباد

قاصدک روحی بازدید : 674 یکشنبه 11 تير 1391 نظرات (3)

قاصدک روحی بازدید : 303 چهارشنبه 07 تير 1391 نظرات (1)

عکس یادواره ستارگاه هدایت روشن آباد

نمایشگاه یادواره ستارگان هدایت

بلوکه زدن در روستا

قاصدک روحی بازدید : 336 چهارشنبه 6 ارديبهشت 1391 نظرات (0)

اوائل در روستا فقط مشاغلی بود مشخص

کل روستا به دو دسته تقسیم میشد

کشاورز و دامدار

ولی الان با رشد جمعیت و اینکه نیاز جامعه هم عوض شده شغلهای دیگه ای هم ایجاد شده مثلا همین یکی از این شغلهای جدید و نو پا در روستا بلوکه زدن است که با توجه به اجرا شدن طرح هادی در روستای قلعه میدان نیاز مبرم به مصالح این چنینی است و خدارو شکر از این حیث روستا را از شهر بی نیاز کرده البته نه تنها این روستا بلکه اغلب روستاهای مجاور را هم بی نیاز کرده

که جا داره اینجا یه خداقوت ویژه هم بهشون بگیم

خداقوت

شغل روستایی

 

عکسها توسط آقای سعید لطفی تهیه شده

حمامهای قدیمی روستا

قاصدک روحی بازدید : 386 چهارشنبه 16 فروردين 1391 نظرات (0)

وقتی میری تو بازار اینقد شامپو و صابون هست که ادم گیج میشه کدوم بهتره

با توجه به قیمت بخره یا شرکت سازنده یا معروفیتش و یا ...

 از یکی از  خانمهای روستا از شامپوهای اون زمان پرسیدم و اطلاعات خیلی جالب و جدیدی از گذشته بهم  دادن که اصلا نشنیدم

میگن که قدیمها که اصلا شامپویی نبوده و همه سرشون رو با گل سرشوی و قره قروت میشستند

و میگفتن که خیلی موها رو هم نرم میکرده،

جالبه تو اینترنت هم که سرچ زدم بهش رسیدم شما حتما به این لینک مراجعه کنید و خاصیتهای  گل سرشوی و قره قروت رو واسه شستن موی سر بخونین.

 

ایشون میگفتن که در قدیم حمام روستا  خزانه ای بوده؛

و از سه اتاق تشکیل شده  ؛ اتاق اول کوچیک بوده و کفش کن بوده و اتاق بعدی جهت تعویض لباس و در این اتاق یک حوضچه کوچک بوده که هر کس وارد میشده ابتدا پاهای خود را در این حوضچه شستشو میداده و بعد وارد راهرو میشده که این راهرو به حمام منتهی میشد و این اتاق به این صورت بوده که یک استخر حدود 12 متری در وسط این اتاق بوده و از دو طرف پله داشته و افراد با ظرف از این استخر اب برداشته و بدن خود را می شستند و بعد از تمیز شدن کامل از این پله ها بالا رفته و از پله های استخر پایین میرفتن و با یک ابتنی کامل و حسابی بدنشون تمیزتر میشد و این پایان استحمام بوده و خارج میشدن

و جهت گرم کردن آب حمام اتاقی بوده به نام گلخن که این اتاق در زیر خزینه یا همان حمام بوده و در وسط این اتاق یک مربع یک در یک  با گل و سنگ دیوارچینی کرده و سپس در روی ان یک دیگ چدنی خیلی بزرگ که دقیقا زیر خزانه قرار میگرفته است و با هیزمهای متنوعی انرا گرم میکردن

و مسئول حمام را حمامی میگفتن و دستمزدش هم سالی 100 من گندم از همه اهالی جمع کرده و به ایشان میدادن

اینم یه عکس از خانم زارعی که لطف کردن واین اطلاعات خوب را به ما دادند .


خانم زارعی

قاصدک روحی بازدید : 224 جمعه 12 اسفند 1390 نظرات (0)

و بالاخره بعد از چند روز که تب و تاب تبلیغات بالا بود , از دیروز یعنی 24 ساعت به شروع انتخابات کم کم آرام شد .

کاندیدهایی آمدند و سخنرانی کردند و قول دادن و قول گرفتن ؛

کاندیدهایی آمدند که به جرات میتوان گفت شاید اولین بار بود اسم روشن آباد را می شنیدن

کاندیدهایی امدند که راحت امدن ؛ بی دعوت امدن ؛ با شوق آمدن ؛ پر انرژی آمدن و حرف زدن!!! که نمیدانیم آیا این آخرین زیارتمان بود؛

آیا باز هم به روشن آباد خواهند آمد؟!؟!؟

نه که بی دعوت ؛ که با دعوت ما مردم؟!؟

آیا بعدا فرصت  خواهد شد که نه با شوق ! که معمولی هم شده از اینجا هم سرکشی داشته باشند ؟!

و نه که پرانرژی که معمولی؟!؟

آیا باز هم آنها را خواهیم دید ؟!؟

مردم روستا , همه با شوق و ذوق به پای صندوقهای رای آمدند ؛ به شوق اینکه آنها نیز در انتخاب نماینده شهر و روستایشان سهمی داشته و در این کشور نقشی ایفا کرده باشند . نه اینکه هر کس باید به وظیفه اش عمل کند ؛ من و تو رای دادن ؛او به آگاه کردن و کمک کردن ما در انتخاب بهترین کاندید و نماینده در رسیدگی به مشکلات و انجام آنچه به او محول میشود که من و تو به آن آگاه و نا آگاهیم .

به امید روزی که همه ما یادمان نرود و یادمان باشد که وظیفه اصلی مان چیست .


بازی سه پایه نیشابور

قاصدک روحی بازدید : 370 دوشنبه 01 اسفند 1390 نظرات (0)

بازی سه پایه نیشابوری ؛

متاسفانه وجه تسمیه اش نمیدونم چی بوده  ؛ فقط تا جایی که یادمه این بازی از قدیم در اینجا مرسوم بوده با همین نام  و لی این چند سال اخیر کمتر و کمتر شده بود و دیگه اصلا بازی نمیکردن و معمولا اعیاد یا تعطیلی که میشد و روستا شلوغ میشد بیشتر ترجیح میدادن فوتبال بازی کنن و مسابقه بین روستاهای اطراف باشه تا این بازیهای قدیمی ؛ که خداروشکر بالاخره بعد از مدتها روز 22 بهمن تو روستا این بازی اجرا شد .

و اما نحوه بازی به این صورت است که بازیکنان به دو گروه تقسیم میشوند؛

گروه اول به صورت یه حلقه کنار  هم می ایستند و یک  نفر هم به عنوان سرمیل از این گروه  مواظبت میکنه که از گروه مقابل کسی نپره رو دوش افراد این حلقه و یه طناب هم دستشه که اگر کسی نزدیک بشه سریع اونو با طناب میزنه و دورش میکنه. و افراد این حلقه نیز اگر کسی بهشون نزدیک بشه اگه بتونن با پاشون به اون ضربه ای بزنن اون گروه میسوزه و بازی میاد دست گروه دیگه و اینها میشن سه پایه و باز تکرار همین بازی.



وز بازی موقعی که داشتم عکس میگرفتم دیدم آقای حبیبی حرص میخورد و با خودشون زمزمه میکردن که این جونهای حالا  درست بازی نمیکنن واسه همین منم واسه توضیح خدمت ایشون رسیدم ؛

با تشکر از آقای محمد حبیبی که این بازی رو خوب توضیح دادن اگه بد منتقل کردم تو نظرات مطرح کنید تا اصلاح شود .

 

واسه دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب

برف بازی بچه ها

قاصدک روحی بازدید : 303 پنجشنبه 13 بهمن 1390 نظرات (0)

من هر وقت بازی بچه ها رو میبینم خیلی خوشحال میشم چون بازیشون یه بازی بی نیرنگ و کلک هست .با شور و شوق بازی میکنن و این شور و حرارت و انرژی رو هم به ما منتقل میکنن .

حالا این عکسها رو واسه شما هم گذاشتم . حتما شما هم با دیدن بازی گرمشون توی هوای سرد یه جمله جالب به ذهنتون رسیده؛ خوشحال میشم اونو بیان کنی .







پای حرفهای حاج آقای عرب

قاصدک روحی بازدید : 255 جمعه 29 مهر 1390 نظرات (0)

سلام

امروز جمعه گفتم حالا که تعطیلم برم چند تا عکس خوشگل از طبیعت روستا واسه دوستای گلم که خاسته بودین بگیرم خداییش خاطرتون خیلی عزیزه با اینکه آخره ماهه و کارت سوختم خالییه و باک ماشین از اون خالی تر رفتم همش میگفتم نکنه منو بین راه بزاره خداروشکر مدارا کرد

حتما میگین پس کو عکسها آره رفتم واسه عکسهای پاییزی ولی اونجا پاییز دیگری دیدم حاج آقای عرب تنها داشتند یونجه درو میکردن و وقتی منو دیدن سرو صحبت و باز کردن و منم مشاق تر از ایشون گوش کردم از گذشته میگفتن با حسرت از همین زمین صحبت کردن که یه زمانی این مزرعه یونجه همه اش درخت زرد آلو بود اینقد روی همین زمین زرد آلو همیشه ریخته بود که نگو و اینقد آب میچک (همین قنات )زیاد بوده که علاوه بر درختها باز زمینهای پالیز(مزرعه هندوانه ) ها رو آب میدایم ولی حالا اینقد آبش کم شده که همین زمین بیشتر آب نمیخوره و درختها خشک شدن و از شکر آباد گفت واینکه آنجا هم آب خوبی داشت ولی حالا اون آب هم کامل خشک شده و بنده خدا بعد از یه عمری زحمت حالا که وقت بازنشسگی اش شده و باید حقوق بازنشسگیشو از یه عمر زحمت و زمین و ملک بگیرد با خشکی ان روربرو شده واقعا جایی نیست که حاج آفای عربها رو کمک کنن مگه نه اینکه هر سال حقوق بازنشسته ها میره بالا پس حق اینها کجا رفت خشک شد و واقعا رفت به قعر زمین !؟!؟!؟!؟!





درباره ما
توضیحاتی در مورد روستای ما روشن آباد و قلعه میدان و همسایه هاش که شامل روستای حسن اباد و سبه بیروت خرسف البلاغ و کلاته تیرکمان دهنو و چنار و علاوه بر این مطالب مطالب علمی مفید و جالب گذاشته خواهد شد
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما بهتر است چه مطلبی در وبلاگ گذاشته شود؟






    سلام

    سلام کاربر مهمان

    خوشومدین

    شما عضو سایت نیستین و یا با کاربری خود وارد نشده اید

    پس برای استفاده بیشتر عضو شده یا با کاربری خود وارد شوید.

    آمار سایت
  • کل مطالب : 116
  • کل نظرات : 71
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 47
  • آی پی امروز : 4
  • آی پی دیروز : 1
  • بازدید امروز : 173
  • باردید دیروز : 2
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 189
  • بازدید ماه : 293
  • بازدید سال : 6,346
  • بازدید کلی : 174,333
  • پیام مدیر سایت به دوستان عزیز

    با تشکر از دوستان عزیزی که عضو شده اند  و یا  میخواهند عضو بشوند   

    اعضای محترم شما میتوانید با کاربری خودتان وارد شده  و در سایت یا انجمن سایت مطلب و عکس دلخواه خودتان را در موضوع مربوطه منتشر بنمایید. 

                                                                                      با تشکر از شما عزیزان